پورتال معاونت بهداشت - دانشگاه علوم پزشکی و خدمات بهداشتی درمانی فسا

tech 2

بهداشت روان

خودكشي از جمله ده علت اصلي مرگ در كشورهاي مختلف جهان است و سالانه بيش از يك ميليون نفر در سال خودكشي مي‌كنند.

آمار خودكشي در ايران هر چند در مقايسه با كشورهاي ديگر پائين‌تر است اما بررسي انجام گرفته در كشور نشان مي‌دهد كه در سال‌هاي 76-65 حدود 6 برابر افزايش داشته است اين ميزان بدون درنظر گرفتن ميزان رشد جمعيت طي اين سال‌هاي اخير مي‌باشد.

طبق آمار‌هاي منتشر شده تعداد تقريبي افرادي كه در ايران خودكشي مي‌كنند سالانه حدود 5000 نفر مي‌باشد، علاوه بر آن تعدادي از افراد در مناطق مختلف كشور خودكشي می‌کنند ولي در آمار كلي سالانه جاي ندارند.از آنجا که هر فردی كه خودكشي مي‌كند عضوي از يك خانوار ايراني 6نفره نفر باشد حداقل30000 نفر از مردم كشور ما بنوعي با مشكل خودكشي و پيامد‌هاي رواني و اجتماعي آن در گيرند.

پيشگيري از خودكشي هميشه بعنوان يك مشكل بهداشتي مطرح بوده و همواره مورد توجه معاونت سلامت وزارت بهداشت بوده است.بطوريكه در حال حا ضر طرح هايي تحت عنوان "پيشگيري از خودكشي با درمان افسردگي" و" تدوين برنامه پيشگيري از خودكشي قابل ادغام در "PHC در سال‌هاي 87-86 در دست انجام بوده  با اين هدف كه بتوان با برنامه ريزي كشوري در كاهش پيشگيري از خودكشي راهكار‌هاي لازم را ارايه نمود. براساس آمارهاي منتشر شده، ميزان خودكشي 3/1 درصد در 100 هزار نفر در سال 1363 و 4/6 جمعيت در سال 1384 رسيده است. خودكشي در مردان 6/7 در 100 هزار نفر نهمين علت مرگ و مير و در زنان 5/1 در صد هزار نفر دهمين علت مرگ و مير بوده است.

در سال‌هاي اخير با توجه به افزايش اقدام به خودكشي و مشكلات اجتماعي دیگر ناشي از آن، موجب گرديد تا ضرورت توجه به بر نامه ريزي پيشگيري از خودكشي بيش از پيش احساس شود و  نسبت به اجراي طرح ادغام پيشگيري از خودكشي در نظام شبكه بهداشتي اقدام گردد.

اميد است كاردان و كار شنا سان بهداشتي فعال در شبكه بتوانند با مطالعه اين متن آموزشي ،نقش نظارتي و آموزشي خود را بدرستي انجام داده و با اجراي برنامه ،شاهد كاهش بروز و شيوع خودكشي در جامعه باشند.

جهان در طول دو دهه آينده شاهد تغييرات عمده در نيازهاي بهداشتي مردم خواهد بود. جهت اصلي اين تغييرات تبديل عوامل اصلي مرگ و مير از بيماريهاي واگير دار به بيماريهاي غير واگير دار نشانه گرفته و نه تنها زندگي انسانها را در معرض خطر مستقيم قرار داده بلكه در اثر بار عظيم نا تواني كه به دنبال آنها ايجاد ميگردد از يك سو، سهم عمده‌اي از منابع اندك بهداشتي درماني كشور مي‌بايست صرف توانبخشي دو باره مبتلايان شده و از سوي ديگر،بخش عظيمي از نيروهاي فعال و مولد كشور را از چرخه توليد خارج مي‌كند و به همين دليل مي‌توان گفت امروزه دشواريهاي جدي و جديدي فرا روي نظام بهداشتي قرار گرفته است.

در بعد جهاني پيش بيني‌هاي تلخي توسط سازمان بهداشت جهاني، دانشگاه هاروارد و بانك جهاني در زمينه بيماري‌هاي غير واگير دار شده است.بر طبق اين پيش‌بيني‌ها در طول 20سال آينده مرگ ناشي از اين بيماري‌ها با افزايشي بيش از سه برابر از 28 ميليون نفر در سال 1990 به 7/94 ميليون نفر در سال 2020 خواهد رسيد و بار جهاني بيماري‌ها سمت سويي تازه يافته و از تمركز بيماري‌ها در گروه بيماري‌هاي واگير دار كاسته شده و بيماري‌هاي غير واگيردار با مرگ ومیر كمتر اما عوارض بيشتر جايگزين آنها مي‌شوند.

 

·     هر 40 ثانیه یک نفر در سراسر دنیا جان خود را در اثر خودکشی از دست میدهند.

·     هر 3 ثانیه یک نفر اقدام به خودکشی می‌کند.

·     خودکشی جزء 3 علت اصلی مرگ افراد 35-15 سال است.

·     هر خودکشی حداقل برای 6 نفر دیگر تأثیر بدی دارد.

·     تأثیرات روانشناختی، اجتماعی، و اقتصادی خودکشی بر خانواده و جامعه غیرقابل اندازه‌گیری است.

 

خودکشی به معنای خاتمه زندگی به دست خودفرد است.اگر کسی دست به خودکشی بزند ولی زنده بماند به این رفتار اقدام به خودکشی میگوییم.

پديده افكار خودكشي در بسياري  از اقشار مردم از جمله (جوانان، مردان، زنان و افراد مسن) ديده مي‌شود. كه عدم پيشگيري از آن مي‌تواند اقدام به خودكشي را بهمراه داشته باشد.

خودکشی یک مشکل پیچیده است که علل یا دلایل متعددی دارد خودکشی در نتیجه تعامل عوامل متعدد زیست شناختی، ژنتیک، روانشناختی، اجتماعی، فرهنگی، و محیطی  بوجود می‌آید.

توضیح این موضوع که چرا برخی افراد تصمیم به خوکشی می‌گیرند در حالی که برخی دیگر در شرایط یکسان یا حتی بدتر از آن چنین کاری نمی‌کنند مشکل است. با این حال بیشتر خودکشی‌ها قابل پیشگیری هستند.

خودکشی در حال حاضر یک مشکل بزرگ بهداشت عمومی درتمام کشورهاست. تقویت کارکنان بهداشتی برای شناسایی، ارزیابی، مدیریت و ارجاع بیمار مستعد خودکشی در جامعه قدم مهمی در پیشگیری از خودکشی است.

      خود كشي در گروه سني 19-15 ساله پنجمین علت مرگ ولي در بسياري از كشور‌هاي جهان  علت اول يا دوم مرگ در اين گروه سني است.

 لذا پيشگيري از خودكشي در گروه كودك و نوجوان از اهميت ویژه ای برخوردار است. با توجه به اینکه اين گروه سني در مدرسه‌ها حضور دارند، شما فرصت طلائي براي پيشگيري از خودكشي داريد.

 اين متن آموزشی براي معلمان و ساير كاركنان مدرسه مانند مشاور، پزشك مدرسه، پرستار  مدرسه، مربيان بهداشت و كاركنان ستادي ادارات آموزش و پرورش نوشته شده است. در اين متن بطور خلاصه ابعاد رفتار‌هاي خودكشي در نوجوانان بحث شده، عوامل باز دارنده و خطر ارائه مي‌شود. اشاره خواهيم كرد كه چطور مي‌شود افراد در معرض را شناسايي و درمان كرد و اگر در مدرسه كسي دست به خودكشي بزند يا خود را بكشد چه بايد كرد.

روش اقدام به خودكشي در كشورهاي مختلف متفاوت است (در ايران بيشتر از قرص مختلف استفاده مي‌شود). دار زدن، پرش از ارتفاع، خود سوزي، رگ زدن، روش‌هاي ديگرخودكشي در جامعه ما مي‌باشند.

بهترين روش برخورد با خودكشي در مدرسه تشكيل تيم پيشگيري متشكل از معلمان، پزشكان، مربيان، مشاور مدرسه و همكاري آنان با نهاد‌هاي ديگر مرتبط در جامعه است.

 وجود افكار خودكشي غير عادي نيست. اين افكار بخشي از زندگي طبيعي ما ضمن فرآيند رشد در كودكي، بلوغ و بخصوص چالش بين فلسفه مرگ و حيات است. پژوهش‌هاي علمي نشان می‌دهد بيش از نيمي از شاگردان سالهاي آخر دبيرستان افكار خودكشي دارند. لازم  است نوجوانان  اين افكار را با بالغين مطرح كنند.


 

 

در بعضي موارد  مثل تصادفات، غرق شدن، سقوط از ارتفاع، دوز بيش از حد دارو، مصرف بیش از حد داروهای غیرمجاز معلوم نيست اين نوع مرگ عمدي بوده يا خير. بنظر ميرسد در بسياري از موارد، خودكشي‌هاي نوجوانان گزارش نمي شود ويا به غلط درگروه غير عمدي يا حوادث قرار مي‌گيرد.

مطالعات بعد ازمرگ نوجوانانی كه بعلت حوادث خشن فوت شده اند، نشان مي‌دهد كه همگي متعلق به يك گروه همگن نیستند يعني گروهی از آنها غير عمدي ولي گروه ديگري عمدي هستند.

 به علاوه تعريف اقدام به خودكشي از ديدگاه دانش آموزان  با نظر روانپزشكان متفاوت است  فقط بعضي از كساني كه اقدام به خودكشي كرده اند  به بيمارستان  مراجعه  داشته اند.  بنا بر اين آمار  مراجعين بيمارستان نشاندهنده كل اقدام  كنندگان به خودكشي در جامعه نيست.

معمولاً  دانش آموزان دختر بيش از دانش آموزان پسر دست به خودكشي مي‌زنند ولي مرگ در پسران به علت خودكشي بيش از دختران است.

افسردگي در دختران بيش از پسران است ولي دختران زود تر مراجعه كرده و درباره آن راحت‌تر  صحبت كرده و به دنبال کمک میروند و در نتیجه از اقدامات کشنده بعدی پیشگیری میشود.

پسران بیشتر پرخاشگر و تکانشی هستند واغلب تحت تاثیر الکل و مواد اقدام به خودکشی می‌کنند که ممکن است نتیجه مرگباری بدنبال داشته باشد.

 

 

● روابط خوب با اعضاء خانواده؛

●  حمايت از سوی خانواده؛

 

● مهارتهاي اجتماعي خوب؛

● اعتماد به نفس؛

● مدد جويي؛

● درخواست مشاوره در موارد نياز؛

● پذیرا بودن تجربیات وراه حلهای ارائه شده توسط دیگران؛

● علاقه به ياد گيري مطالب جدید؛

  

● فعالیت‌هاي اجتماعی مثل شركت در تيم ورزشي، نماز جماعت، باشگاه‌ها و امثال آن؛

● رابطه خوب با همكلاسي‌ها؛

● روابط خوب با معلم و سايرين؛

● حمايت از سوی افراد مرتبط؛

 

رفتار خودكشي در شرايط خاص در بعضي ازخانواده‌ها به دلايل محيطي يا ژنتیکی شايع‌تر است.  تحليل‌ها نشان مي‌دهد، عوامل و موقعيت‌هاي زير سبب افزايش اقدام به خودكشي و خودكشي در كودكان و نوجوانان ميشود؛ اما بياد داشته باشيد كه لزوماً همه موارد در يك فرد وجود ندارد.

 بايد به خاطر بسپاريد كه عوامل خطرو موقعيت‌هاي زيردر شهر‌ها و استان‌هاي كشور باهم متفاوت است.

 

كمبود در آمد، كم سوادي و بيكاري اعضاي خانواده از عوامل خطر هستند. حاشيه نشيتي  و مهاجرت نیز مي‌توانند اینگونه باشند، بویژه كه همراه با مشكلات زبان، لهجه و فقدان روابط اجتماعي نیز باشند.

عوامل فوق‌الذكر سبب كاهش فعاليت‌هاي جمعي مي‌شوند.

كودكان و نوجوانان گاه دچار بحران  هويتي هستند، بحران هويت خطر رفتار خودكشي را افزايش مي‌دهد.

 

 

الگوهاي مخرب خانوادگي و ضربه‌هاي رواني دوران كودكي، دوران‌هاي بعدي زندگي را تحت‌الشعاع قرار مي‌دهد. بخصوص اگر كودك نتوانسته باشد با آن حوادث كنار بيايد.

جنبه‌هایی از ناپایداری و اختلال عملکرد خانواده ووقایع منفی زندگی که اغلب در کودکان و نوجوانان مستعد خودکشی دیده میشود از این قرار است:

● آسيب شناسي رواني والدين مانند وجود بيماريهاي خلقی و سایربیماریهای روانپزشکی در والدين؛

● سابقه اعتياد، مصرف الكل يارفتارهاي ضد اجتماعي در خانواده؛

● سابقه خانوادگي اقدام به خود كشي؛

● خانواده خشن و آزار دهنده (كودك آزاري جسمي و جنسي)؛

● كم توجهي والدين (نرسيدن) به كودك و ضعف ارتباطي عاطفي درون خانواده؛

● دعوا و درگیری‌هاي مكرر  والدين يا مراقبين و ايجاد تنش و خشم ؛

● طلاق، جدايي يا مرگ والدين يا مراقبين؛

● اسباب كشي‌هاي مكرر به شهر  يا محلات مختلف؛

● والدين/مراقبين پر توقع يا بسيار كم توقع؛

● و الدين/مراقبينی  كه وقت رسيدگي  به وضع عاطفي كودك خود را ندارند و محيط خانواده كودك را فراموش يا طرد مي‌كند ؛

● انعطاف ناپذیری خانواده؛

● فرزند خواندگي يا فرزند پذيري؛

الگوهاي خانوادگي فوق اغلب ولي نه هميشه ديده مي‌شود. شواهد نشان مي‌دهد كه كودكان مستعد خودكشي از خانواده اي برخواسته اند كه بيش از يك مشكل داشته اند و چون اين كودكان مي‌خواهند به اسرار خانواده خود وفا دار باشند اغلب مايل نيستند راز دل خود را با كسي مطرح كنند يا از خارج ازخانواده كمك بخواهند .

 

ویژگی‌هاي شخصيتي زير اغلب در نوجوانان ديده مي‌شود، اما گاه علامت خطر اقدام يا خودكشي است (اغلب همراه بيماري‌هاي رواني است) لذا كاربرد آنها در پيش بيني خودكشي محدود است:

● خلق (روحيه) ناپايدار و بي ثبات؛

● رفتار‌هاي پر خاشگرانه و تهاجمي؛

● رفتار‌هاي ضد اجتماعي؛

● رفتار‌هاي بيرون ريز؛

● تكانشگري بالا؛

● بيقراري؛

● الگوهاي انعطاف ناپذیر تفكر و سازش؛

● ناتواني در حل مشكلات در زمان بروز مشكل؛

● ناتواني در دريافت واقعيت؛

● تمايل به پناه بردن به عالم خيال؛

● خيالبافي ،بزرگ منشي كه با احساس پوچي جايگزين ميشود؛

● احساس نا اميدي؛

● اضطراب، بویژه در مواجه با مسايل جزئي؛

● احساس حقارت ونا مطمئن بودن كه ممكن است زير نقاب برتري طلبي باشد . رفتار طرد كننده يا تحریک‌كننده نسبت به همكلاسي‌ها و بالغين از جمله والدين؛

●  نامطمئن بودن  در مورد هويت جنسي يا سوگيري جنسي؛

● رفتار‌هاي دو پهلو  با والدين، ساير بالغين و دوستان؛